هزار جلوه زندگی

مثل جوانه زدن دانه‌ای از دلِ سنگِ سخت

مثل جوانه زدن دانه‌ای از دلِ سنگِ سخت

او زیباست در مورد این گفته بودم که وقت‌هایی که بیکارم، کارهایی را قبول می‌کنم صرفاً برای اینکه بیکار نباشم. در همان مطلب در مورد یکی از همین کارها خیلی سربسته صحبت کرده بودم؛...

Share this:
شرح آنچه می‌گذرد

شرح آنچه می‌گذرد

به نام او در حالی این متن را می‌نویسم که دو هفته است به خانه نرفته‌ام و در اراک مانده‌ام. در حالی که بعد از دو هفته شب ساعت یک و نیم دو خوابیدن...

Share this:
رزومه، چیزی فراتر از رزومه، یا شاید حتی فراتر…

رزومه، چیزی فراتر از رزومه، یا شاید حتی فراتر…

  چند روز پیش که به اصفهان آمده بودم بحثی را با پدرم داشتیم که ذهنم را درگیر کرد. پدر من، مثل همیشه، تاکید داشت در طول سربازی وقت خود را هدر ندهم و...

Share this:

نجواهای آخر یک شب تابستانی

دلم برای همین موقع‌ها، منتها همین موقع‌های شش سال پیش تنگ شده؛ برای زمانی که دانشجوی ترم چهار بودم و کماکان از مهم‌ترین دغدغه‌هام معدل بالاتر گرفتن بود. برای همین موقع‌های سال 93؛ زمانی که...

Share this:

پرونده مهاجرت (1): آغازی برای قصه‌ای به نام ماندن یا رفتن

بخش اول: آزاده: چرا نمی‌خوای برگردی ایران؟ سمیه: شاید خودخواهانه به نظر بیاد، اما دلیلش اینه که می‌خوام راحت‌تر زندگی کنم. آزاده: نه. اتفاقاً خودخواهانه نیست. چون اگر در جایی زندگی کنی که خوشحال...

Share this:
نویسنده نیاز به درمان دارد

نویسنده نیاز به درمان دارد

پیش‌نوشت: این مطلب حاصل بلندبلند فکر کردن من است و به درد خواننده نمی‌خورد. نویسنده‌ی این وبلاگ نیاز به درمان دارد، چرا که نه تنها در زندگی روزمره دچار ایده‌آل‌گرایی در اعمال معمول زندگیست،...

Share this:
مقدمه‌ای بر علوم تجربی

مقدمه‌ای بر علوم تجربی

در کنفرانسی در کشور فرانسه اساتید و دانشمندان برتر جمع شده بودند تا سخنرانی کنند. در میان سخنرانان این دو استاد نیز دعوت شده بودند: استادی پیش‌کسوت و نسبتاً مسن به نام لوسین مَینو*...

Share this:

از “شور زندگی”

پیش‌گفتار نخست: این نوشته در مورد کتاب “شور زندگی”، نوشته‌ی ایروینگ استون است. فقط در دو صورت شاید خواندن ادامه‌ی مطلب برایتان مفید باشد: الف- این کتاب را قبلاً خوانده باشید و بخواهید مروری...

Share this:

مسابقه

عکس: خیابان قائم مقام فراهانی، اراک، 25 خرداد 1399. گاهی همان متفاوتی که نظرها را به سمت خود جلب می‌کند، همانی است که خریداری ندارد.   یکی معلق می‌زند. یکی چه چه می‌زند. یکی...

Share this: