هزار جلوه زندگی

جرقه هایی برای تغییر؛ آنچه که هستیم و آنچه که باید بشویم (۱)

جرقه هایی برای تغییر؛ آنچه که هستیم و آنچه که باید بشویم (۱)

این مطلب مقدمه نمی‎خواهد. مقدمه‎اش را لازم نیست جایی بخوانی. به خیابان برو و به مردم نگاه کن: مردمی که نگران‎ فردایشان هستند؛ عده‎ایشان درحال خرید پوشاک و پوشک و  و … هستند از...

Share this:

ما کم از قوم موسی نیستیم

رسیده بودند به دریا. راه فراری نبود. در جلوی خود دریایی خروشان می‎دیدند که گذر از آن را حتی نمی‎توانستند تصور کنند. در پشت سر آنها هزاران نفر می‎تاختند تا نابودشان کنند. نه راهی...

Share this:
مثال‎هایی عملی از کتاب “هنر شفاف اندیشیدن”

مثال‎هایی عملی از کتاب “هنر شفاف اندیشیدن”

در این پست قصد ندارم این کتاب را معرفی کنم. احتمال میدم تاکنون افراد زیادی به‎صورت مکتوب_ چه در شبکه‎های اجتماعی چه در وبلاگ خود_ نظر خود را در مورد این کتاب منتشر کرده...

Share this:

پرده کنار می‎رود

عکس از تئاتر خوب خرده‎جنایت‎های زن و شوهری در دانشگاه اصفهان در سال ۹۶   در آسانی‎ها، در زمان امیدواری، و در زمانی که کشورمان برای مدتی_هرچند اندک_ در ثبات نسبی بود، ما در...

Share this:

جهانی بهتر

عکس از مسجد امام (مسجد شاه سابق) در میدان نقش جهان، اصفهان دور بزن… برگرد…. اشتباه آمدی. هر‎روز بیشتر از روز قبل، بی‎وقفه و مصرانه کوشیدی که “جهان را به جایی بهتر برای زندگی...

Share this:

ساعت دیواری

ساعتی که عقب مانده بود. غیر از خاطرات، از معدود یادگاری‎هایی که از خانم‎جون در خانه‎ی ما هست این ساعته.  یکی از روزهای پایانی بهار سال هشتادونه بود. نمی دونم چرا استثنایاً تنها به...

Share this:
دو حرف کوچک؛ والسلام

دو حرف کوچک؛ والسلام

مطلب اول: یه اتفاق بسیار غیرمنتظره و جالب برام افتاده که اصلاً نمی‎دونم تهش قراره به کجا ختم بشه. بعد از چند ماه زندگی ساکن و راکد مرداب‎گونه_ اگر بتونم اسم این چند ماه رو...

Share this:

تقدیم به علیرضا: تنها پستی که به راحتی، با خنده و خوشحالی و بدون تعلل نوشتم

سلطان قلب‎ها و فاتح دل‎ها؛ لامپی کبیر وبلاگ من مثل یک کویره؛ خالی از سکنه. خیلی خواننده‎ای نداره که از خوندن مطالب بی‎ربط من به ستوه بیاد. حتی من_به عنوان ساکن اصلی و مالک...

Share this:

چای‎نبات!

چند ماه پیش بود که به رستورانی با غذاهای سنتی در اصفهان رفتم. موقعی که داشتم از رستوران خارج می شدم، توریستی خارجی را دیدم که با خوشحالی چای‎نبات می ‎خورد، منتها آنچه توجه...

Share this: