بایگانی‌ ماهانه: اردیبهشت ۱۳۹۷

دو حرف کوچک؛ والسلام

دو حرف کوچک؛ والسلام

مطلب اول: یه اتفاق بسیار غیرمنتظره و جالب برام افتاده که اصلاً نمی‎دونم تهش قراره به کجا ختم بشه. بعد از چند ماه زندگی ساکن و راکد مرداب‎گونه_ اگر بتونم اسم این چند ماه رو...

Share this:

تقدیم به علیرضا: تنها پستی که به راحتی، با خنده و خوشحالی و بدون تعلل نوشتم

سلطان قلب‎ها و فاتح دل‎ها؛ لامپی کبیر وبلاگ من مثل یک کویره؛ خالی از سکنه. خیلی خواننده‎ای نداره که از خوندن مطالب بی‎ربط من به ستوه بیاد. حتی من_به عنوان ساکن اصلی و مالک...

Share this:

چای‎نبات!

چند ماه پیش بود که به رستورانی سنتی در اصفهان رفتم. موقعی که داشتم از رستوران خارج می شدم، توریستی خارجی را دیدم که با خوشحالی چای‎نبات می ‎خورد، منتها آنچه توجه من را...

Share this:

بوستان سعدی

به نام خداوند جان‎آفرین حکیم سخن در زبان‎آفرین اگر می‎خواستم به ایده‎آل‎گرایی خود و نگاه صفر و یکی که گاهی به قضایا دارم در این مورد هم پایبند باشم، هیچگاه لای کتاب بوستان را...

Share this: