بایگانی‌ ماهانه: مرداد 1399

مرگِ قلم

مرگِ قلم

به نام یکتا در نوشته‌هایم اضمحلال موج می‌زند. عمیقاً احساس می‌کنم که این قلم دارد فرسوده می‌شود و به بیراهه می‌رود. نشاطی که در خیلی از نوشته‌های پیشینم می‌یافتم را اکنون نمی‌توانم در نوشته‌ها...

Share this:
میوه‌ی درخت ناامیدی

میوه‌ی درخت ناامیدی

به نام خداوند جان‌آفرین در میوه‌های درخت فراموشی گفتم که خیلی از اشتباهاتی که من در زندگی انجام داده‌ام ناشی از این بوده که فراموش کرده‌ام که آنچه نزد من است موقتی و گذرا...

Share this:
روز از نو…

روز از نو…

به نام او چند روزی است از اراک به اصفهان برگشته‌ام تا بقیه‌ی سربازی‌ام را در شهر خودمان بگذرانم. اکنون هم دوش گرفته‌ام و روی تختم نشسته‌ام به فکر کردن. دوباره دچار همان بلاتکلیفی‌ها...

Share this:

از یک عشق؛ از یک صدا

سال 1389 سال عجیبی بود و تابستانش عجیب‌ترین بخشش بود. آن تابستان برای من آمیزه‌ای بود از اتفاقات پیاپی؛ آمیزه‌ای از از دست رفتن‌های ناگهانی عزیزان و به دست آوردن بعضی چیزهای دیگر. غم‌ها...

Share this:
میوه‌های درختِ فراموشی

میوه‌های درختِ فراموشی

به نام او من تقریباً از هفته‌ی پیش مشغول انجام کارهای اداری برای انتقال به اصفهان و ادامه‌ی سربازی در شهر خودمان بودم. در همین چند روز خیلی به کوتاهی عمر، زودگذر بودن فرصت‌ها...

Share this:

تا بگویم شرح درد اعتیاد

نقاشی خرس و کندو زنبور عسل. اثر استاد سید عادل. زمستان 98. قبل از ورود ویروس کرونا.  زندگی هر نفر جنبه‌های متعددی دارد که هر جنبه‌اش را به تناسب موقعیت رو می‌کند یا نمی‌کند....

Share this:
اندکی در مورد چرک کف دست، پرستیژ کاری بالا و داستان‌هایی دیگر از این دست…

اندکی در مورد چرک کف دست، پرستیژ کاری بالا و داستان‌هایی دیگر از این دست…

هو الغنی پسری حدوداً هفت هشت سال بزرگتر از من در لینکدین به من درخواست کانکشن داده بود. پیغام داده بود که “من PhD یکی از رشته‌های علوم پایه* را گرفته‌ام و حال چون...

Share this:

الو، آقای نویسنده؟

به نام خداوند جان و خرد   من مدت‌هاست دارم دنبال خودمان می‌گردم. مدت‌هاست که دارم می‌گردم تا ببینم ما که هستیم؟ از کجا آمده‌ایم؟ چگونه بوده‌ایم و چرا و چگونه اینگونه شده‌ایم؟ مدت‌هاست...

Share this: