در مورد من

من یک آدم معمولی هستم؛ یک آدم معمولی مثل میلیون‎ها آدم دیگر که آمده‎اند و رفته‎اند. گاهی از دست خودم راضی هستم، گاهی هم از خودم خسته می‎شوم. گاهی حال انجام ساده‎ترین کارها را ندارم و گاهی کارهایی که در نظرم مشکل‎ترین کارهاست را بدون بهانه انجام می‎دهم. قبلاً می‎کوشیدم که تحلیلی بر رفتارهایم داشته باشم که چرا من در فلان موقعیت اینطور عمل می‎کنم و در بهمان موقعیت آن‎طور، اما الان دیگر زیاد خودم را درگیرش نمی‎کنم.

نام من محمد روفرش‎باف است. در ۴ شهریور سال ۷۳  در اصفهان به دنیا آمدم. در دبستان نیکبخت و راهنمایی و دبیرستان امام محمد باقر (ع) درس خواندم. الان هم تقریباً (و واقعاً امیدوارم که چنین باشد!) در انتهای دوران دانشجویی‎ام قرار گرفته‎ام؛ در شهر خودمان اصفهان داروسازی خواندم. شاید برای بعضی مهم‎ترین شاخصه‎ای که بر اساسش خود را معرفی می‎کنند و اولین چیزی که می‎خواهند به وسیله‎اش شناخته شوند همین رشته‎شان باشد، که من فلان رشته را در فلان جا خواندم و مهندس و دکتر و غیره می‎شوم و …،اما هرچقدر که گذشت این موضوع برایم کم‎اهمیت‎تر شد. فهمیدم که شاید کم‎اهمیت‎ترین بعد زندگی من رشته‎ای باشد که خوانده‎ام و مدرسه و دانشگاهی که رفته‎ام و … و بسیاری از چیزهاست که برایم مهم‎تر است، مثل آدم خوبی بودن؛ اگر هم نیستم تلاش برای انسان بهتری شدن برایم به خودی خود ارزش است. اگر این رشته را نمی‎خواندم دوست می‎داشتم شغلی در راستای حفاظت از محیط زیست و حیوانات و مصرف بهینه‎ی منابع نظیر آب داشته باشم یا اینکه نویسنده باشم و برای همه‎ی سنین_و عمدتاً برای کودکان_ داستان‎های آموزنده و بامزه بنویسم.

علایق زیادی دارم و طبیعتاً نمی‎توانم و نمی‎خواهم در مورد همه‎شان در وبلاگم بنویسم. بعضی علایقم با بسیاری از بقیه مردم مشترک است، مثل علاقه به دینمان، به کشورمان، به بعضی از آیین‎هایمان، خانواده و دوستانم و … و بعضی‎شان شخصی‎تر است مثل علاقه‎ام به درس خواندن، رشته‎ام، یادگیری زبان‎های خارجه و یادگیری عمیق‎تر فارسی، کتاب، حیوانات، نقاشی‎ها و ایده‎های خنده‎دار. دغدغه‎هایم شاید زیادی شخصی باشند و عجیب و غریب. معمولاً کسی زیاد خودم و دغدغه‎هایم را جدی نمی‎گیرد، اما سعی می‎کنم اهمیت دادن یا ندادن دیگر افراد از مهم بودن این علایق برای شخصِ من نکاهد.

در روزهای ابتدایی وبلاگ نوشتنم در اینجا با خود می‎پنداشتم باید در این وبلاگ مطالبی منتشر کنم که لزوماً به‎درد بقیه بخورد، اما به‎تدریج فهمیدم که این مسئله آن‎چنان مهم نیست. امروز ترجیح می‎دهم بیشتر مطالبی بنویسم که از دلم برآید و خود از نوشتن و خواندنش لذت ببرم تا اینکه مطلبی بنویسم که لزوماً به‎درد کسی بخورد ولی خود از نوشتن و خواندن مجددش بیزار باشم. درنتیجه‎ی این نگاه، چیزهایی که در وبلاگم می‎نویسم اکثراً معمولی‎اند و بیشتر اوقات دلنوشته شخصی‎ام هستند و خیلی کاربردی برای تو، دوست عزیزی که داری در مورد من می‎خوانی، ندارد. آن مطالبی که نوشته‎ام و احتمالاً به‎کار کسی دیگر هم می‎آیند هم از آن دسته مطالبی هستند که خودم از خوانش مجدد و یادآوری‎شان مجدداً یاد می‎گیرم و لذت می‎برم. به‎عبارت دیگر من این وبلاگ را درست نکرده‎ام که لزوماً به کسی چیزی یاد دهم؛ من این وبلاگ را برای این ایجاد کردم که چیزی یاد بگیرم، یا در خوشبینانه‎ترین حالت هم خودم یاد بگیرم و هم دیگران. ‎

یکی از عادات نویسندگی من در طول این مدت این بوده است: “من می‎کارم و چند ماه بعد هرس می‎کنم.” گاهی_اگر از معدود افرادی باشی که وبلاگ من را می‎خوانی_ شاید پستی از من خوانده‎ای که دیگر آن را نمی‎یابی. دلیلش این است که من گاهی بعد از چند ماه برمی‎گردم و به پست‎های قبلی‎ام سر می‎زنم؛ آن‎هایی که دوستشان دارم_حتی اگر احمقانه و به درد نخور باشند_ را نگه می‎دارم و آن‎ها را که دوست ندارم_ حتی اگر از دید دیگران به‎دردبخور باشد_ وارد زباله‎دان وردپرس می‎کنم. خیلی تلاش ندارم که زیاد بنویسم چون نوشتن اولویت من نیست؛ هروقت حس و حالش و وقتش باشد و حرفی برای گفتن می‎نویسم.

فعلاً بروم دنبال کار و زندگی‎ام. بعداً اگر چیزی لازم بود به این صفحه اضافه می‎کنم.

آپدیت تیرماه ۹۸: در این دو سال بسیار عوض شده‎ام. اگر این تغییرات ادامه یابد شاید به زودی مجبور شوم در بالا شرح دیگری از خود بنویسم.


پروفایل من در سایت‎های دیگر:

Goodreads

اگر عضو گودریدز هستید می‎توانید خوانش‎هایم را از طریق لینک بالا نگاه کنید.

LinkedIn

این روزها به دلیل مسائل کاری بیشتر از آن استفاده می‎کنم. تازه پی برده‎ام که چه سایت مفیدی است و با بعضی قابلیت‎هایش جدیداً آشنا شده‎ام. در لینکدین معمولاً فقط با افرادی که رشته‎شان در ارتباط با علایق علمی من یا رشته‎شان شبیه یا نزدیک رشته‎ی من است کانکت می‎شوم.

Instagram

از ۲۰۱۵ به بعد اینستاگرام داشته‎ام اما شاید در بیش از دو سال از این مدت در آن فعالیت نداشته‎ام. اکنون گهگاهی از آن استفاده می‎کنم. بیشتر آنچه در آن می‎گذارم داستان‎های طنز است که در وبلاگ هم آنها را منتشر می‎کنم؛ بالعکس، اکثر مطالب وبلاگ را در اینستاگرام یا شبکه‎های اجتماعی دیگر منتشر نمی‎کنم. پیج من عمومی است چون مطالبی که گهگاه در آن می‎گذارم خیلی مربوط به زندگی شخصی و خصوصی من نیست.

Share this: