در مورد امروز…

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. MSAM گفت:

    سلام
    امشب که از تهران برمیگشتیم اصفهان، از جلو بیمارستان امام حسین که رد شدیم، چقدر دلم برای کشیک های اطفال که پدرمون در میومد و از بی خوابیش شاکی بودیم تنگ شد. خیلی.

    • محمد روفرش‎باف گفت:

      سلام.
      به این فکر می‌کنم که دوران دانشجویی رو اونقدری که باید قدرش رو ندونستم؛ نه اینکه درس نخونده باشم و دوران بی‌فایده‌ای باشه؛ از این جهت که خیلی به خودم سخت می‌گرفتم. من تعداد بسیار کمی از دانشجوها رو می‌شناسم که در دوران دانشجویی رضایت رو میشد در رفتارشون دید. امیدوارم در ادامه زندگی بتونم از زندگی‌ام راضی‌تر باشم و کمتر غر بزنم.
      ممنون از اینکه نظر دادی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *