گزارشی از یک جلسه: جایگاه دانش کل نگر در مقایسه با علم امروز

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. نوید گفت:

    محمدجان از نوشته ات لذت بردم و مخصوصا تاکید بر دیدگاه‌گاه کل نگری در مواجهه با بیماران.
    ولیکن میخواهم نظر خودم را دراین باره بنویسم:
    به نظر من طب اسلامی گذشته (یا هرگونه طب سنتی که تکیه بر مستندات تاریخی و نقل دارند) به هیچ وجه دیدگاه کل‌نگر را القا نمیکنند.
    طب سنتی علم نیست بلکه به علت استناد به گذشته راه پیشرفت علمی را میبندد( از مشخصه های بارز علم تکامل و تحول است)
    علم هویتی جمعی و رشد و تکون جاری و تاریخی داشته است و به گفته و دستور و اصرار کسی علم پدیدار نمیشود.
    در علم ما چیزی را به استناد گفته فرد خاصی قبول نمیکنیم درحالی که اطبا سنتی در تیوری به نقل استناد میکنند ولیکن در عمل ناچارا به تجربه متوسل میشوند که این خود تناقض پایه ای و بنیادین این رشته را میرساند.
    از نوشته هایت استفاده میکنم و می‌آموزم

    • محمد گفت:

      ممنون از اینکه دیدگاهت رو در این مورد بهم گفتی نویدجان،
      در مورد این بخشی از نظرت که در مورد استناد به نقل از لحاظ تئوری اما رجوع به تجربه در هنگام عمل هست در چند سال اخیر مطالب جالبی شنیده ام که شاید روزی در موردشون بنویسم. شنیده‎هایم با دیدگاهت در این مورد هم‎جهت هستند.
      در مورد اینکه این طب راه پیشرفت علمی رو می‎بنده کاملاً مطمئن نیستم. نظر شخصی من اینه که هر دو نوع طب، یعنی هم طب سنتی و هم طب امروزی باید توسط کسانی که به جامعه و به کاری که می کنند متعهد هستند (و هدفشون فقط کسب منافع مالی یا … نیست که امروزه متاسفانه افراد زیادی به دروغ ادعای خبرگی در زمینه‎ی طب سنتی می کنند) پیگیری بشوند. همینطور که خودت میگی طب سنتی هم خیلی از اصول “عملی”‎اش بر پایه تجربه است و من فکر می‎کنم مطالعه و دونستن این اصول، صرف نظر از اینکه استدلال یا مکانیسم پیشنهادی پشتشون درست باشه یا نه می‎تونه بهمون کمک کنه و بهمون ایده‎های جدید بده. امیدوارم بتونم امسال در مورد هم طب سنتی و طب جدید و هم فلسفه‎ی علم کتابها و مطالب مختلفی بخونم تا در این زمینه کمی تسلط پیدا کنم.
      باز هم ممنون که به وبلاگم سر زدی و نظرت رو گفتی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *