دسته: بوستان فرهنگ

پرونده مهاجرت (2): درد انتخاب

پرونده مهاجرت (2): درد انتخاب

بدان عزیزم که در ذات انتخاب آگاهانه، انتخابی که از روی عقل و تدبیر و مشورت باشد، دردهایی نهفته است. و بدان که اگر تو درد آن انتخاب را نمی‌کشی، از آن است که...

Share this:

پرونده مهاجرت (1): آغازی برای قصه‌ای به نام ماندن یا رفتن

بخش اول: آزاده: چرا نمی‌خوای برگردی ایران؟ سمیه: شاید خودخواهانه به نظر بیاد، اما دلیلش اینه که می‌خوام راحت‌تر زندگی کنم. آزاده: نه. اتفاقاً خودخواهانه نیست. چون اگر در جایی زندگی کنی که خوشحال...

Share this:
مقدمه‌ای بر علوم تجربی

مقدمه‌ای بر علوم تجربی

در کنفرانسی در کشور فرانسه اساتید و دانشمندان برتر جمع شده بودند تا سخنرانی کنند. در میان سخنرانان این دو استاد نیز دعوت شده بودند: استادی پیش‌کسوت و نسبتاً مسن به نام لوسین مَینو*...

Share this:

از “شور زندگی”

پیش‌گفتار نخست: این نوشته در مورد کتاب “شور زندگی”، نوشته‌ی ایروینگ استون است. فقط در دو صورت شاید خواندن ادامه‌ی مطلب برایتان مفید باشد: الف- این کتاب را قبلاً خوانده باشید و بخواهید مروری...

Share this:
کار و بیکاری

کار و بیکاری

به نام او چند روزی از جلسه‌ی دفاعم می‌گذشت. بیکار شده بودم و داشتم از این‌ بیکاری رنج می‌بردم. چند روز قبلش که دفاع نکرده بودم هم داشتم رنج می‌بردم، منتها از موقع از کارِ...

Share this:

رسیدن به وقت گذشتن

عکس از جاده بین خوانسار و اصفهان امشب داشتم با محسن حرف می‌زدم. از این می‌گفتم که من در طول این سال‌ها به خیلی از چیزهایی که موقعی دلم زیاد می‌خواست، در تب و...

Share this:
از آسمان: دعا و خواستن حقیقی

از آسمان: دعا و خواستن حقیقی

به نام او. یک بار داشتم موزیک‌های بی‌کلام پلی‌لیستم را گوش می‌دادم که ناگهان بعد از اتمام یک موزیک شنیدم کسی دارد حرف می‌زند. نگاهی به پلی لیست انداختم و دیدم نوشته: دعا و...

Share this:
نامه به یک استاد واقعی

نامه به یک استاد واقعی

او از معدود اساتیدی دانشگاه است که دوستش داشتم و دارم. منشش را، سوادش را، دین‌داریش را. به جزئت می‌گویم اگر او و تعدادی انگشت‌شمار از اساتید دیگر نظیر اساتید راهنمای خودم در دانشگاه...

Share this:

در مورد ویکنت دونیم شده

به نام خدا زمانی که بیش از دو سال پیش اندکی در مورد مکبث، اثر شکسپیر، نوشتم، تصور نمی‎کردم که حتی بعد از نوشتن بیش از صد متن دیگر از آن، همان متن کماکان...

Share this:

ما و اضطراب هایمان

گاهی کمی دل‎شوره می‎گیری و ضربان قلبت بالا می‎رود و دردی مبهم در شکمت حس می‎کنی. گاهی هم خبری دلهره‎آور می‎شنوی ولی احساس می‎کنی بدنت آرام مانده. چند ساعتی می‎گذرد و احساس سوزش سر...

Share this: