دسته: گفتگو

پرونده مهاجرت (2): درد انتخاب

پرونده مهاجرت (2): درد انتخاب

بدان عزیزم که در ذات انتخاب آگاهانه، انتخابی که از روی عقل و تدبیر و مشورت باشد، دردهایی نهفته است. و بدان که اگر تو درد آن انتخاب را نمی‌کشی، از آن است که...

Share this:

پرونده مهاجرت (1): آغازی برای قصه‌ای به نام ماندن یا رفتن

بخش اول: آزاده: چرا نمی‌خوای برگردی ایران؟ سمیه: شاید خودخواهانه به نظر بیاد، اما دلیلش اینه که می‌خوام راحت‌تر زندگی کنم. آزاده: نه. اتفاقاً خودخواهانه نیست. چون اگر در جایی زندگی کنی که خوشحال...

Share this:

رسیدن به وقت گذشتن

عکس از جاده بین خوانسار و اصفهان امشب داشتم با محسن حرف می‌زدم. از این می‌گفتم که من در طول این سال‌ها به خیلی از چیزهایی که موقعی دلم زیاد می‌خواست، در تب و...

Share this:
فقط سهمِ خودم

فقط سهمِ خودم

گفت‎و‎گو اول: چند ماه پیش، در حال گفتگو با یکی از اقوام در ایوان خانه‎ی یکی دیگر از اقوام: ما جَوون بودیم و کله‎مون خیلی داغ بود. انقلاب کردیم و می‎خواستیم همه‎چی رو تغییر...

Share this:

گفتگوهایی در بابِ ایده‎آل‎گرایی

گفتگوی اول: با دوستم محسن درباره‎ی ایده‎آل‎گرایی و زیان‎هایش صحبت می‎کردیم. می‎گفت: ایده‎آل‎گرایی باعث می‎شود که هیچ‎وقت از آنچه هستی شاد نباشی، چون تو همیشه در جایی هستی که نمی‎بایست. رضایت تو در قله‎ای...

Share this:
ستاره‎ها به من می‎گویند…

ستاره‎ها به من می‎گویند…

و دو سه شب پیش که در آخر ماشین را پارک کردیم از بسیاری مسائل گفتیم. طبق معمول من از کتاب‎هایی که اخیراً خوانده‎ام و نتایجی که از آنها گرفته‎ام گفتم؛ از رنجِ بشر...

Share this:

جاده

دیشب با دوست قدیمی‎ام علیرضا قرار گذاشتم تا او را بعد از مدت‎ها ببینم. حدود یک ساعتی در کافه‎ای نشستیم و گفتگو کردیم. بعد از کافه‎نشینی می‎خواستم دمِ رودخانه برویم تا محض رضای خدا...

Share this:
اکنون چه کنم؟

اکنون چه کنم؟

باز هم دوستم سپهر حرفی زد که باید اینجا بنویسم تا هرچند‎یکبار آن را مرور کنم و این حرف را در تصمیم‎گیری‎هایم دخیل کنم: خودت را در سال بعد دقیقاً همین موقع، مثلاً در...

Share this:

خساست یا صرفه جویی

امروز با حمید و آرش گپی زدم و با هریک ساعتی به گفتگو نشستم؛ با حمید از تاریخ گفتم و با سیدآرش هم باز از تاریخ و فرهنگ. در بخشی از صحبت‎هایم با حمید...

Share this:

عارضه درون‎گرایی عاقبت‎اندیشی است

با دوستم سپهر حرف می‎زدم و در موردی با او مشورت می‎کردم. از خودم شکوه کردم که در بسیاری از مواقع از ایجاد ارتباط با بقیه واهمه دارم و گوشه‎گیر و درون‎گرا هستم. جمله‎ای...

Share this: