دسته: با مخاطب‎های آشنا

نامه به یک استاد واقعی

نامه به یک استاد واقعی

او از معدود اساتیدی دانشگاه است که دوستش داشتم و دارم. منشش را، سوادش را، دین‌داریش را. به جزئت می‌گویم اگر او و تعدادی انگشت‌شمار از اساتید دیگر نظیر اساتید راهنمای خودم در دانشگاه...

Share this:

برای حمیدرضا: تاریخ و درس‎هایش و شاید تسلی‎هایش

توضیح عکس: سنگ‎نبشته‎ی مربوط به ماجرای غلبه یافتن داریوش بر بردیای دروغین در بیستون کرمانشاه. سلام حمید. امیدوارم که حالت خوب باشد. اگر یادت باشد چندین ماه پیش، وقتی تازه خواندن کتاب “روزگاران” مرحوم...

Share this:

این نیز بگذرد

غم چنان زهر تلخی در گلویت می‎ریزد که می‎پنداری با عمری عسلِ شادی در دهان گذاشتن هم کامت شیرین نمی‎شود. چنان خنجری در سینه‎ات فرومی‎برد که می‎پنداری زخم حاصلش هیچگاه ترمیم نمی‎یابد. ولی چنین...

Share this:

قهرمانان

مجسمه‎ی Árpád در میدان قهرمانان بوداپست. آن را از نزدیک ندیده‎ام و برایم مهم نیست که ببینمش یا نه.  قهرمانان کیستند؟ سوال را که می‎شنوم تصویرها بر من هجوم می‎‎آورند. تصاویری خیالی از موجوداتی خیالی...

Share this:

تقدیم به علیرضا: تنها پستی که به راحتی، با خنده و خوشحالی و بدون تعلل نوشتم

سلطان قلب‎ها و فاتح دل‎ها؛ لامپی کبیر وبلاگ من مثل یک کویره؛ خالی از سکنه. خیلی خواننده‎ای نداره که از خوندن مطالب بی‎ربط من به ستوه بیاد. حتی من_به عنوان ساکن اصلی و مالک...

Share this: