برچسب: غم

شبی تاریکِ تاریک

شبی تاریکِ تاریک

شبی تاریکِ تاریک است و دراز و ساحل در آن دوردست‎ها و دریا پر از امواج سهمگین و این منم؛ در حال پارو زدن به سوی آن ساحل؛ به سوی آن مقصد به سوی...

Share this:

این نیز بگذرد

غم چنان زهر تلخی در گلویت می‎ریزد که می‎پنداری با عمری عسلِ شادی در دهان گذاشتن هم کامت شیرین نمی‎شود. چنان خنجری در سینه‎ات فرومی‎برد که می‎پنداری زخم حاصلش هیچگاه ترمیم نمی‎یابد. ولی چنین...

Share this: